نقش امام زين العابدين (ع) در ابلاغ پيام كربلا

قيام حضرت ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) داراي ابعاد گوناگوني بود كه مي توان به خوبي از رفتار و گفتار امام (عليه السّلام) از ابتداي حركتشان از مدينه تا آخرين لحظات عمر شريفشان به آن پي برد. امور متعددي نيز به عنوان عوامل قيام امام حسين (عليه السلام) محسوب مي شوند كه به برخي از آن ها به اختصار اشاره مي شود:
الف) خودداري از بيعت با يزيد:
ادامه مطلب
عوامل و زمینه های نهضت عاشورا
هر چه یک قیام و حرکت اصیل تر، بزرگتر، عظیم تر و ماندگار تر باشد نیاز به زمینه ها و زیر ساخت های عمیق تر و محکم تری دارد. در هیچ کجای تاریخ بشریت نهضتی عظیم تر و ماندگار تر نهضت عاشورا به رهبری حضرت سید الشهداء امام حسین(ع) وجود ندارد. این نهضت عظیم که به شهادت حجت خدا و با ارزش ترین انسان روی زمین در زمان خود انجامید، دارای عوامل و زمینه های زیادی است از جمله:
1- تخدیر شدید دینی جامعه اسلامی و از بین رفتن تصمیم به مبارزه در بین افراد این جامعه.
2- آگاهی مردم از دور بودن خلیفه اموی از اسلام و شناخت امام حسین (ع) به عنوان رهبری حقیقی امت اسلام، و متأسفانه عدم اراده ی آنان برای یاری کردن آن حضرت (ع) و به قول معروف: «دلهاشان با حسین اما شمشیرهاشان بر او بود. [1]
3- کراهت مسلمانان از بنی امیه به عنوان سمبل اشرافیت جاهلی مبغوض رسول خدا (ص).
4-انجام وظیفه الهی و اجرای فرمان باریتعالی.
5- دعوت مردم کوفه و تمام شدن حجت شرعی برای قیام در برابر انحرافات بنی امیه.
6- شیوع خرافات در جامعه به قصد امحای اصل دین.
7- «امر به معروف و نهی از منکر» یا به اصطلاح سیاسی آن «اصلاحات اجتماعی» در مقابله با غفلت و انکار حقوق انسانی در جامعه عصر آن حضرت و رژیم سیاسی دوران ایشان. و...
[1] طبری ج 4 ص 290 و کامل ابن اثیر ج 3 ص 286.
مقدّمه
در بین وقایع مختلف تاریخ اسلام واقعه ای به گستردگی، نفوذ و ماندگاری عاشورا به ندرت می توان یافت. اکنون مراسم سوگواری عاشورا علاوه بر ایران و عراق که مرکز تجمّع شیعیان هستند، در لبنان، مصر، افغانستان، پاکستان، قفقاز و آذربایجان، هند، کشورهای حوزه خلیج فارس، یمن، ترکیه و حتّی کشورهای جنوب شرقی آسیا همه ساله با شور و شکوه فراوان برگزار می شود(1). چنین واقعه ای با نقش وسیعی که در حیات دینی کنونی بسیاری از جوامع مسلمان دارد شایسته آن است که از زوایای مختلف مورد مطالعه قرار گیرد تا هر چه بهتر شناخته شود.
ما در این نوشتار می کوشیم از زاویه ای نسبتا جدید یعنی از دید «جامعه شناسی» به این جنبش بنگریم. به طور کلی ابعاد مختلف مطالعه قیام عاشورا به این قرار است:
بُعد تاریخی: تاریخ می کوشد اصل ماجرا را آن طور که اتفاق افتاده روایت کند. در واقع این بُعد، مهم ترین وجه در هر مطالعه قیام عاشورا است، چرا که اکنون این قیام، واقعه ای تاریخی محسوب می شود و هرگونه مطالعه درباره آن، کاملاً نیازمند اطلاعاتِ تاریخی صحیح و کافی است.
بُعد کلامی: کلام علمی است که به دفاع عقلانی از گزاره های دینی می پردازد. در رابطه با عاشورا، شیعیان بسیاری که حرکت امام حسین را حق دانسته و لشکر مقابلش را باطل، با بحثهای مختلف در مقام دفاع از این حق و زنده نگه داشتن آن برآمده اند.
بُعد جامعه شناختی: جامعه شناسی در پی این است که تأثیر نیروی جامعه را که نیرویی مستقل از تک تک افراد و خارج از کنترل هر یک از آنهاست بر کُنشهای افراد بسنجد و با اطمینان قابل قبولی بتواند وقایع اجتماعی آتی را پیش بینی نماید. به عبارت دیگر، «جامعه شناسی به دنبال یافتن قاعده کلی رفتار انسانهاست تا با کمک آن، تونایی پیش بینی و کنترل وقایع اجتماعی را بیابد و با به کارگیری تجربه علمی به کشف روابط میان پدیده ها نایل شود(2)».
در ارتباط با قیام عاشورا، جامعه شناسی می تواند در شناسایی عوامل و نیروهای اجتماعی مؤثر بر این واقعه به ما کمک کند.
1 - روش مطالعه
همان طور که اشاره شد، سعی می کنیم با دید و روش جامعه شناسی به بررسی واقعه عاشورا بپردازیم. امّا از آنجا که جامعه ای که این واقعه در آن رخ داده (جامعه سال 61 ه ق) اکنون وجود ندارد، ناچاریم با استفاده از مدارک تاریخیِ قابل اطمینان، به بازسازی شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه آن زمان بپردازیم و سپس با استفاده از نظریات جامعه شناسیی که به شرایط آن دوران نزدیک هستند به تبیین علل افول جنبش کوفه و وقوع عاشورا بپردازیم. از آنجا که جامعه ای را که موضوع مطالعه است با استفاده از منابع تاریخی بررسی می کنیم، روش کار «روش تاریخی» بوده و مطالعه ما در حوزه مطالعات «جامعه شناسی تاریخی» قرار می گیرد.
2 - تفاوت جامعه شناسی
تاریخی و تحلیل تاریخی
در تحلیل تاریخی مورّخ می کوشد با شناسایی و مقایسه جریانات مؤثر بر یک رویداد تاریخی از طریق استنتاج عقلی به علّت یابی در مورد وقوع یک واقعه تاریخی بپردازد؛ امّا جامعه شناسی تاریخی «علاوه بر این» با استفاده از نظریات جامعه شناسی (که شامل قواعد معتبر رفتار جمعی انسان است(3)) می کوشد علاوه بر علّت یابی عقلانیِ واقعه (که توسط تحلیلگر تاریخی نیز صورت می گیرد) به تبیین علّی دقیق تر و جامع تری از یک واقعه تاریخی دست یابد، چرا که نظریات جامعه شناسی حاصل مطالعه کُنشهای اجتماعیِ(4) متعدّد و مکرّر است و مورد تجربه و آزمون قرار گرفته است و طبیعتا نسبت به تحلیلی که حاصل مطالعه یک کنش اجتماعی تاریخی می باشد (= تحلیل تاریخی)، دقّت و جامعیت بیشتری دارد.
در واقع تشابه این دو مطالعه در: 1) استنتاج عقلانی 2) «بازسازی گذشته و مطالعه پدیده تاریخی در بستر زمانی خود»(5) و تفاوت آنها در «استفاده و جامعه شناسی تاریخی از نظریات جامعه شناسی» به عنوان منبعی برای علّت یابی وقایع تاریخی است. البته این امر بدان معنی نیست که ما در اینجاکلمه ای جز نظریات جامعه شناسی نخواهیم گفت، بلکه از آنجا که بسیاری از نظریات جامعه شناسی با شرایط جامعه آن روزگار همخوانی ندارد و نیز هر واقعه اجتماعی ویژگیهای مختصّ به خود دارد که در سایر وقایع دیده نمی شود، مطالب دیگری علاوه بر نظریات نیز ذکر شده است.
3 - قیام عاشورا، انقلاب یا جنبش؟
حرکتهای جمعی در جامعه شناسی با اصطلاحات مختلفی چون انقلاب (revolution)، شورش (rebellion)، جنبش اجتماعی (socail movement) و کودتا نام برده می شوند. از آنجا که قیام حسین بن علی علیه السلام حرکتی جمعی بود در ابتدا باید مشخص شود که جزء کدام دسته جای می گیرد. بدین جهت که در حرکت امام تغییر ساختار سیاسی و اجتماعی مد نظر بود، حرکت ایشان نمی تواند شورش یا کودتا تلقّی شود؛ چرا که کودتا «گرفتن حکومت توسط عده ای محدود به زور اسلحه است و در آن هیچ جنبش مردمی وجود ندارد»(6) و شورش نیز چنانچه هدف سیاسی داشته باشد به دنبال تغییر رژیم حاکم است نه تغییر کل ساختار سیاسی، لذا قیام حسین بن علی علیه السلام با ویژگیهایی که داشت تنها می تواند انقلاب یا جنبش تلقّی شود.
در تعریف انقلاب نظریات مختلفی وجود دارد(7)، امّا تعریفی که تا حدی فصل مشترک سایر تعاریف است از آنتونی گیدنز (Giddens)، جامعه شناس معاصر انگلیسی است. وی می گوید:
«انقلاب عبارت است از تصرّف قدرت دولتی از طریق وسایل خشن به وسیله رهبران یک جنبش توده ای، به منظور استفاده از آن برای ایجاد اصلاحات عمده اجتماعی.»(8)
ادامه مطلب
6 -چرا بسیج مردمی در کوفه تداوم نیافت؟
یک نقش حکومت
اگر بخواهیم نقش حکومت را در این زمینه بررسی کنیم باید کل جنبش را به دو مقطع «قبل و بعد از ورود عبیداللّه بن زیاد به کوفه» تقسیم کنیم. در این زمینه از نظریه کورپی (Korpi) در مورد احتمال بسیج مردمی استفاده می کنیم و متغیرهای آن را در هر دو مقطع بررسی می کنیم.
«کورپی احتمال بسیج مردمی را تابع و حاصل ضرب احتمال دستیابی به هدف و انتظار فایده از حرکت جمعی می داند: (احتمال دستیابی به هدف × انتظار فایده) f = احتمال بسیج مردم.
از طرف دیگر کورپی معتقد است هر چه تعداد افراد بیشتری در جامعه احساس محرومیت و بی عدالتی نسبی داشته باشند و هر چه هزینه دستیابی به هدف (احتمال دستگیری، مجروح یا کشته شدن) کمتر باشد در آن صورت، فایده بسیج از نظر مردم بیشتر می شود. متغیر دیگری که کورپی مطرح می کند «فاصله قدرت» بین گروه حاکم و انقلابگر است. وی معتقد است هر چه فاصله قدرت گروه حاکم از گروههای انقلابی بیشتر باشد احتمال درگیری بین آن دو گروه کاهش می یابد؛ امّا اگر تفاوت قدرت این دو گروه کم شود و این امر توسط افراد گروه انقلابی درک شود، از یک طرف انتظار موفقیت توسط گروه انقلابی افزایش می یابد و از طرف دیگر هزینه مورد انتظار برای رسیدن به هدف کمتر ارزیابی می شود، در نتیجه احتمال بسیج نیرو در گروه انقلابی و وقوع درگیری بیشتر می شود.»(22)
ادامه مطلب
ویژگیهای خاص جامعه کوفه
شهر کوفه در سال هفدهم هجری به دستور عمر و توسط سعد بن ابی وقاص، فرمانده ارتش اسلام، در عراق بنا شد. این شهر در واقع برای اسکان و سازماندهی سربازان عربی شکل گرفت که قرار بود در نبرد قادسیه و گسترش فتوحات شرکت کنند. تعداد کل اولین مهاجران برای سکونت در این شهر 24 هزار نفر بوده است(38). از آنجا که این عده از نقاط مختلف عربستان و از قبایل مختلف بودند، کوفه ماهیتی نامتجانس یافت و در آن هیچ قبیله ای اکثریت نداشت. بافتِ جمعیتی کوفه بعدها با مهاجرت اعرابِ دیگر و نیز ورود تعداد زیادی غیر عرب (= مَوالی) که عمدتا از مناطق تازه فتح شده به کوفه می آمدند پیچیده تر و ناهمگون تر شد. «کوفه شهری مهاجرنشین بود که از تیره ها و نقاط مختلف با فرهنگهای مختلف به آن آمده بودند. لذا همبستگی معمول شهرهای آن زمان رانداشت»(39). در ابتدای خلافت عثمان در کوفه 40 هزار مرد جنگی وجود داشت(40).
ادامه مطلب
7 - چگونگی تبدیل ضعف حکومت
به قوّت و قوّت جنبش به ضعف
پس از مرگ معاویه، افکار عمومی مسلمانان، یزید را در سیاست و تدبیر بسیار پایین تر از پدرش ارزیابی می کرد. تصوّری که از حکومت یزید در بین مسلمانان، خصوصا اهل عراق رایج بود، تصویر یک حکومت ضعیف بود. بر اساس همین تصوّرِ ضعفِ حکومت بود که مردم کوفه جرئت یافتند از امام حسین دعوت کنند، امّا این ضعف مدت زیادی دوام نیاورد، چرا که هر چند یزید کشورداری نمی دانست، امّا از زمان پدرش افرادی زیرک، مستبد و خشن باقی بودند که می توانستند در پسِ خون و خدعه و خفقان، آرامش را برقرار سازند.
هر چند همگی کارگزاران حکومت یزید
نسبت به او وفادار بودند، امّا دسته ای از آنان مانند ولید بن عتبه (والی مدینه) و نعمان بن بشیر (والی کوفه قبل از عبید اللّه ) حاضر نبودند خون بی گناهی را بریزند، خون فرزند رسول خدا را به گردن گیرند و بی گناهی را به جای گناهکار عقوبت کنند. عملکرد ولید بن عتبه در مدینه هنگامی که حاضر نشد به رغم دستور یزید و تشویق مروان حکم پس از امتناع امام حسین علیه السلام از بیعت، ایشان را به قتل برساند و نعمان بن بشیر در کوفه که بر مسلِم سخت نمی گرفت، گواه این مدّعاست. دسته ای دیگر همچون عبید اللّه بن زیاد(56)، مروان حکم و عمر سعد حاضر بودند بی گناه را به جای گناهکار بگیرند و حتّی خون فرزند پیامبرشان را به گردن گیرند. در جریان سرکوب جنبشِ مردم کوفه نقش اصلی را دسته دوم داشتند.
ادامه مطلب
سخن پایانی
از آنچه گفته شد، می توان به یک چیز پی برد و آن اینکه «نه مردم کوفه آن قدر قوی بودند که بتوانند بر حکومت غلبه یابند و نه حکومت آن قدر ضعیف بود که تسلیم جنبش شود».
هر چند کوفیان نقاط ضعفی داشتند، ولی اگر سیاستمداری کارکشته و آشنا به ضعفهای آنان، مانند عبید اللّه ، به سراغشان نمی آمد یا اینکه حسین بن علی علیه السلام قبل از ابن زیاد به کوفه می رسید، مردم کوفه با رهبری آن حضرت مسلما سرنوشت دیگری برای حکومت یزید رقم می زدند؛ چرا که اگر کنترل کوفه از دست حکومت خارج می شد، قیام به مردم ناراضی سایر شهرها که تعدادشان کم نبود سرایت می کرد و دیگر نمی شد جلوِ آن را گرفت.
گر چه برخی ویژگیهای فرهنگیِ مردم کوفه مثل تعصّبِ قبیله ای و غلبه احساس بر تعقّل و بعضی ویژگیهای اجتماعی آنها، مانند چندپارگی ساخت اجتماعی، از دست دادن اعتماد به نفس سیاسی و روحیه عدم اطمینان به اوضاع، در افول جنبش کوفه نقش داشت، امّا این عملکرد ماهرانه عبید اللّه در استفاده از همه پتانسیلهای حکومت و بهره گیری از تمام نقطه ضعفهای مردم کوفه، جهت سرکوب قیام بود که ضربه اصلی را به جنبش وارد کرد. لذا می توان اقدامات ابن زیاد را علّت نهایی شکست جنبش مردم کوفه قلمداد کرد. البته باید در پایان به این نکته اشاره کرد از آنجا که هدف اصلی قیام امام حسین علیه السلام ، اصلاح اُمّت اسلامی بود با توجّه به نفوذ و تأثیر قیام ایشان در اعصار بعد که منجر به قیامهای متعدد علیه بی عدالتیهای حکومتهای وقت شد اقدام ایشان موفقیت آمیز بود.
ادامه مطلب